تبليغاتX
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم...

بازی انسانها هرگز مشترک نیست.انسانها هیچوقت بازیگران نمایشنامه های مشترک نمی شوند.فقط گاهی روی یک سن، نمایشنامه های متفاوت خودشان را در کنار هم اجرا می کنند.بعضی ها نقششان منفی است.بعضی ها هم برعکس.بعضی ها در نمایشنامه فرشته اند و بعضي ها شیطان.

........................................................

يك توجيه:دوستی یک روزی نگران این بود که همیشه دارد اتفاقهایی دورو برما می افتد که ما ازآنها خبر نداریم ، که هیچوقت چیزی از آن نمی فهمیم.نگران این بود که فریب بخوریم و هرگز ندانیم.

اما فکر می کنم که ما به هر ترتیبی از زندگی فریب می خوریم، چه بفهمیم و دانه دانه بشمریمشان و يا نه.این چیزی را عوض نمی کند: و چه بسا چیزهایی هست که هیچوقت هم دلمان نمی خواهد بدانیم. چه بهتر است که اصلا ندانیم.

این زندگی متعلق به ماست و هرتصويری که برایش می سازیم و فکر می کنیم که هست ، هست.

يك پيشنهاد: فقط نمایشنامه ی خودتان را بازی کنيد.لازم نیست همیشه تمام سن را زیر و رو کنی تا بدانی درست و دقیق کدام سویش متعلق به توست.خط بازیت را خودت بکش و هروقت دیدی نمایش بدردت نمی خورد عوضش کن.

يك هشدار: هرکسی ممکن است بتواند نمایشنامه های زیادی بنویسد.اما کمتر کسی چیزی می نویسد که ارزش بازی کردن داشته باشد.

بی‌شک شکسپیر اشتباه نکرده بود که گفته بود ما همه در یک نمایش بزرگ بازی می‌کنیم

+ نوشته شده در جمعه 1388/09/27ساعت توسط زیتون |



کد شمارش معکوس سال نو

Bahar-20 بهاربيست